گفتي که مرا دوست نداري گلهاي نيست بين من و عشق تو ولي فاصلهاي نيست گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن گفتي که نه، بايد بروم حوصلهاي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي و ديگر اثر از چلچلهاي نيست گفتي که کمي فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغلهاي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسالهاي نيست ******************************************************************************************************************************************************************************************
دریا طوفانی شد هوا خرابه نازنین
نامه های چشم به راه بی جوابه نازنین
تشنمه٫نه فکر کنی با دریا برطرف می شه
دریا هست تو نیستی و قحطی آبه نازنین
ایندفه من رفتم و تو موندی فرقی نداره
موندن و رفتن شاید هر دو عذابه نازنین
پریشب خوابتو دیدم چه شب قشنگی بود
لذت سفر فقط همین یه خوابه نازنین
آدما میان سفر یه قدری آروم بگیرن
سفرم به عشق تو پر از شتابه نازنین
دیگه عکساتو گذاشتم توی قلبم
آخه فهمیدم دل آدم خودش یه قابه نازنین
نمی پرسی حالمو فرقی نداره واسه تو
محض اطلاع بگم دلم کبابه نازنین
جز تو خط زدم رو اسم آدما چون زندگی
شبیه دفتر حضور غیابه نازنین
خواستم امروز برای تو غزل بگم
دیدم اما چشم تو یه شعر نابه نازنین
هیچ بهانه ای نبود واسه دوباره دیدنت
آخرین بهانه دادن کتابه نازنین
بهتره تموم کنم قصه ی تو با خودمو
چون مث موی تو غرق پیچ و تابه نازنین
روزی صدبار به خدا ازش شکایت می کنم
نوشته شده در جمعه 14 بهمن1390ساعت
19:32 توسط فرشته|